تبليغاتX
دوست داشتنی ترین اشعار من
سلام به تمام دوستان .

یه خبر خوب براتون دارم

من کارشناسی قبول شدم در کنکور کاردانی به کارشناسی

 

در رشته ی مهندسی محیط زیست 

نوشته شده توسط مونا در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 9:34 PM | لینک ثابت |

 

این صلیب عشق است . گل امید تو را میشکند . ریشه ی عشق تو را میگیرد . انقدر دور خودش میپیچد

تا که غافل شود و پخش زمینی کندت که زمانی همه ی شوق وجودش بوده عطر پاک نفس یاس دلت

شعری از زهرا تامینی

نوشته شده توسط مونا در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 2:10 PM | لینک ثابت |

مشخصات كلي متولدين مرداد ماه:

پر محبّت ، متنفّر از دروغ ، واقعاْ قدرتمند ، ثابت قدم ، عاشق شهرت ، بسيار مغرور ، سر حال و بشّاش ، خودخواه و جاه طلب ، بد پيله ، خود بزرگ بين ، مقتدر ، مؤدّب ، فعّال و كوشا ، با ثبات و پايدار ، قوي و با اراده ، اهل معنويّات ، خود نما ، عاشق تعريف و تمجيد ، با جرأت و شهامت ، رهبر و فرمانروا ، زود گول مي خورد ، پر انرژي ، بلند نظر ، صدّيق و مهربان ، سخاوتمند ، وفادار ، شجاع ، علاقه مند به زندگي تجمّلي ، لجوج ، حساس ، پر توقّع ، پر تحمّل

دوستِ واقعي ، يك پدر نمونه ، بي ريا ، رام شونده ، داراي خشمي طوفاني ، مدافع و پشتيبان اطرافيان ، علاقه مند به موسيقي ، بايد مورد ستايش قرار گيرد ، كمي حسود ، كار آمد ، دست و دلباز و تا حدودي ولخرج ، با گذشت ولي خودخواه ، بدون كينه ، فاقد بد ذاتي ، خون گرم ، ظريف كار ، سريع الانتقال ، خوش سيما و شكيل ، هميشه تميز ، يك دفعه و ناگهاني عصباني ميشود ، بسيار مؤدب و مورد احترام مردم.

زن متولد مرداد

باهوش، گرم و جذاب، شيك پوش، با شخصيت، خواهان تجمل، رياست طلب، دوستدار تعريف و تمجيد و كدبانو، در دوستان تاثير بسيار مطلوب بر جاي مي‌گذارد. مادري مهربان و صميمي كه مي‌كوشدفرزندان خود را مستقل و داراي اعتماد به نفس بار بياورد.
بهترين هديه تولد به آنكه دوستش داريد...

مرد متولد مرداد

يك شير ژيان و سر كش، يك عاشق پاكباز، يك دوست واقعي و يك پدر نمونه، بي عشق نمي‌تواند زندگي كند دل او از آئينه پاكتر و روشنتر است اما خشم او هم توفاني هم سهمگين خواهد بود. اغلب آدمهاي كارآمدي هستند به نحوي كه اغلب كارهاي منزل را شخصا و با مهارت تمتم انجام مي‌دهند

نوشته شده توسط مونا در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 11:7 PM | لینک ثابت |
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد    

فریبنده زاد و فریبا بمیرد 

شب مرگ ُتنها نشیند بموجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد ُ آنجا بمیرد

شب مرگ ُ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی بصحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا بر آمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

نوشته شده توسط مونا در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ساعت 3:32 PM | لینک ثابت |

وقتي سرت را روي شونه ء کسي ميذاري که دوستش داري بزرگترين ارامش دنيا را در خودت

احساس ميکني و وقتي که کسي را که دوستش داري سرش را روي شونهات ميذاره فکر

ميکني قويترين موجود عالم هستي

نوشته شده توسط مونا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 3:7 PM | لینک ثابت |

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه

واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی

نوشته شده توسط مونا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 3:0 PM | لینک ثابت |

عاشقانه چشمهايم را مي بندم وتو را در خيالم تصور مي کنم نمي دانم که چقدر

خيال تو برايم لذت بخش است از هر چيز در اين دنيا برايم شيرين تر هستي پس

چشمهايم را مي بندم وبا تمام وجود احساست مي کنم دوستت دارم هميشه و

همه جا

نوشته شده توسط مونا در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 ساعت 2:57 PM | لینک ثابت |

پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود

مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده

 است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ...

پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

نوشته شده توسط مونا در سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 3:53 PM | لینک ثابت |

من تورا می فهمم

 

تو صدای ِ تـپش نـبض زمین

 

در جـاذبه ی قـلب منی

 

چشم تو شیشه ی تنهایی را

 

با نگـاهی چه آسان می شکند . . .

 

من تورا می فهمم

 

تو همه درک من از بازی رقـاصانی

 

که به رقـاصی خود شک دارند،

 

و من از تاریکی این رقـاصی

 

به دل ِ فاصله ها می پـیـچم!

 

تو نمی دانی،

 

شمع مـژگان تو روشنگر این تنهائیست . . . .

 

من تو را در شَـکم!!!

 

که در این روشنی و رقاصی

 

تو به روشنی من نزدیکی یا به رقاصی عشق؟

 

نوشته شده توسط مونا در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ساعت 3:41 PM | لینک ثابت |
می دونید خوشبتی کجاست

ما آما همیشه برای رسیدن به خوشبختی انتظار می کشیم . چون فکر می کنی خوشبختی خیلی دوره

از دامنه ی کوه به قله نگاه می کنیم و میگیم وااا ی ی چقدر قشنگه اگه من به قله برسم حسابی

خوشبخت می شم .

میری میری بالا . و هر چیزی که سر راهت هست پس می زنی . تا میرسی به قله

اما جا می خوری تو دلت میگی ای بابا راسته که می گن صدای دقل از دور خوش است ما بعد ازاین همه

انتظار به قله رسیدیم اما قله مثل دامنه بود . فقط راهمو دور کردم .

از اون بالا به پایین نگاه میکنی و میگی وااای ی ی دامنه از دور چقدر قشنگه

ما آدما از دور به همه چی نگاه میکنیم با انتظار به آینده ای ساختگی و با حسرت به گذشته ای واقعی

آری خوشبختی نه در قله هاست نه از دور قشنگه . خوشبختی همین لحظاته به شرطی که قدر خودتو و

ثانی هاتو بدونی . خوشبختی فقط در سادگیه . نه در انتظاره نه در حسرت می مونه . طمع و بلند

پروازی پر از گوداله که توش خوشبختی تو زنده به گور میکنی

نوشته شده توسط مونا در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 4:19 PM | لینک ثابت |

جنس او از گوهر ناب است و الماسه

جنس او از پرتوي پر رنگ احساسه

بوي عطر او گل نرگس گل شب بو

يادگار مادرش زهرا ، گل ياسه

يوسف زهرا نگاهش همچو آيينه

در فراقش قلب طوفانم چه غمگينه

چشم گريانم چرا او را نميبينه

قلب من امشب چرا آروم نميشينه؟

رو نما خواهي كه رخ از پرده بر داري؟

من كنيزي ميكنم

چون در بساطم نيست هيچ آهي

مادرت نرجس چه كرد تا شد عروس ياس

 او بزرگ وار است كوتاهي به دست ماست

كاش پاكي را بياموزم گل نرگس

گرچه باشم يك كنيزك اي گل نرجس

 

نوشته شده توسط مونا در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 9:58 PM | لینک ثابت |

دلم را سپردم به بنگاه دنيا ، و هي آگهي دادم اينجا و آنجا و هر روز براي دلم مشتري آمد و رفت

و هي اين و آن سرسري آمد و رفت . ولي هيچ كس واقعا اتاق دلم را تماشا نكرد . دلم قفل بود و كسي

قفل قلب مرا وا نكرد .

يكي گفت : چرا اين اتاق پر از دود و آه است

يكي گفت : ديوارهايش سياه است

يكي گفت چرا نور اينجا كم است؟

و آن ديگري گفت : انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است

و رفتند و بعدش دلم ماند بي مشتري و من تازه آن وقت گفتم كه يابن الحسن شما قلب مرا مي خريد؟

و آن روز آقا به قلبم نشست و در را به روي همه پشت خود بست و من روي آن در نوشتم ببخشيد ديگر

براي شما جا نداريم از اين پس به جز او كسي را نداريم .

نيمه ي شعبان بر تمام مسلمين مبارك با د

اللهم عجل لوليك الفرج

 

نوشته شده توسط مونا در جمعه شانزدهم مرداد 1388 ساعت 9:26 PM | لینک ثابت |

یک نفر نیست که غم های مرا بشناسد

دل عاشق، دل تنها ی مرا بشناسد

حجم خاکستری غربت تنهایی من

یک نفر نیست که دنیای مرا بشناسد

یک نفر نیست که از خاموشی چشمانم

شب یلدای غزل های مرا بشناسد

یک نفر نیست که در نیمه شب دلتنگی

غم پنهان، غم پیدا مرا بشناسد

یک نفر نیست که از شعله سوزنده اشک

طلب عشق و تمنا ی مرا بشناسد

یک نفر نیست که غم های مرا بشناسد

دل عاشق ، دل تنها ی مرا بشناسد .

نوشته شده توسط مونا در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 7:56 PM | لینک ثابت |

آری....روزی سهراب نوشت

تا شقایق هست زندگی باید کرد

زندگی خالی نیست

مهربانی است

ایمان است

سیب است

و خدایی که در این نزدیکی ست....

او اگر مثل دلم عاشق بود . عاشقی بی خبر از عشق گلش

شعر من را می خواند. من جز از سهرابم .من پر از داغ دلم و به تو می گوویم 

تا شقایق هست زندگی می کند این قلب غریب . زندگی خالی نیست پر شادی پر غم

 مهربانی هم هست مثل اندوه در این نزدیکی . در میان همه ی خوبیها 

در کنار سرخیه سیب در این باغ عظیم

من پر از ایمانم . پر ایمان به خدا . که در این نزدیکیست . 

و نظر می کند از گوشه ی چشم به هوای باغم

که پر از ابرو مه و باران است .

زندگی میگذرد با همه خوب و بدش کاش در باغ دلم خبر آمدنت می پیچید

نوشته شده توسط مونا در جمعه نوزدهم تیر 1388 ساعت 7:9 PM | لینک ثابت |
تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب

 

بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب

 

دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها

 

که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب

 

کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟

 

که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب...

نوشته شده توسط مونا در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 4:6 PM | لینک ثابت |
 

آدما از جنس برگند .

 

           گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند .

 

                     زمستون دیده نمیشن .تابستون سایبون سبزند.  

 

                                 آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند ....

 

نوشته شده توسط مونا در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 3:37 PM | لینک ثابت |

یک پایان بد بهتر از یک اشتبله بی پایان است

نوشته شده توسط مونا در شنبه هفدهم اسفند 1387 ساعت 1:30 PM | لینک ثابت |

nefrin be kasayi ke dele bakhshidane digarano nadaran . nefrin be kasayi ke liaghat va arzeshe bakhshide shodan ro nadashtan . biayid in bi liaghatha ro be khoda vagozar konim chon heife vaght ke baraye onha hadar beshe . heife del ke vaseye ona khord va kochak beshe va dar nahayate tanhayi besoozeee . HEIYFE DELE MAN KE VASE YE BI LIAGHAT DARE MISOOZE HAMOON BI LIAGHATI KE YEROOZ BARAYE RESIDAN BE MAN GHOSE MIKHORD VALI ALAN MAGHROOR VA BI LIAGHAT SHODE. un mano nemikhad chon midoone liaghate mano nadare . liaghatesh hamoon ......
نوشته شده توسط مونا در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 11:56 PM | لینک ثابت |
دلم تنگ است
دلم مي سوزد از باغي كه مي سوزد
نه ديداري
نه ! بيداري
نه ! دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد
چنين آشفته بازاري

 ..........................................................................

 مرا یکدم دل از خوبان جدا نیست
ولی صد حیف که در خوبان وفانیست
به خوبان دل سپردن کار سهل است
ز خوبان دل گرفتن کار ما نیست

.............................................................

این ۲ مطلب از ۲ دوست در قسمت نظرات است . ازز دوستانم ممنونم که منو درک کرده و در ساخت این وب لاگ سهمی رو به خود داده اند . ممنون

 

نوشته شده توسط مونا در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 2:52 PM | لینک ثابت |

دلم چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه

یه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه ی بن بست

یه کاری کن برای ما اگه مایی هنورم هست

به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

من از احساس شک کردن به احساس تو بی زارم

نوشته شده توسط مونا در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 0:21 AM | لینک ثابت |
 بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان
نوشته شده توسط مونا در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 6:33 PM | لینک ثابت |

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری , می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
نوشته شده توسط مونا در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 6:19 PM | لینک ثابت |

taghdim be cheshmayi ke dar rah mandan,taghdim be ashkhayi ke ghororeshan shekast va kasi anha ra nabast omidvaram zire sayeye amn tarin sayeban hasti delvabase delvabasihaye yek digar bashim. 

این مطلب رو دوستی نوشته تا من در وب لاگم قرار بدم ممنون ولی از از این دوستم خواهشی دارم لطفا دیگه راجب آقا مهدی چیزی نگن چون ایشون اصلا داداش من نیست . من ایشون رو نمی شناسم ممنون  

نوشته شده توسط مونا در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 9:39 AM | لینک ثابت |
ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم

 چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

 

نوشته شده توسط مونا در سه شنبه هشتم خرداد 1386 ساعت 6:10 PM | لینک ثابت |

هواتو كردم دوباره بازم دلم كينه داره                       

اگر چه  دوري از دلم هنوزم ميميرم برات

                                               اميد من سنگ صبور باشه بورو پيشم نيا

                                                بزار كه تنها بسوزم تو غربت دل تنگيام

نه اينكه عاشق نباشم . نه اينكه دوست ندارم                        

مي خوام تو اوج بي كسيم سر روي شونه هات بزارم

                                                زخم زبون و صبر من باور بكن حدي داره

                                                 يه قلب خالي از اميد اخه سوزوندن نداره

مني كه حتي گريه هام واسه تو تكراري شده                 

تو حرف مردم و نزن نگو كه جات خالي شده

                                                نگاه سردت هنوزم با خنده هات زجرم ميده

                                                خدا خودت منو به اين دربه دري عادت بده

باور نداري هنوزم عشق تو داغونم كنه                            

بخند به گريه هاي من شايد كه آرومم كنه                     

 

بهش بگيد دق مي كنم دستاش تو دستام نباشه ،

تمومه خاطراتمون نمك به زخمام مي پاشه                 

بهش بگيد خاطره هاش آتيش به جونم ميزنه

آسمونم زمين بياد بگيد فقط مال منه                 

                                             تو لحظه هاي بي كسيم سهم من از تو دوريه

                                             اگه صدام در نمياد دل تنگي ، غصّه ، دوريه

هر روز غروب دل تنگتم، دوباره تنها ميشينم                     

هر وقت كه بارون مي باره تو رو كنارم ميبينم

                                  هر روز و هر شب از خدا بدون فقط تو رو مي خوام

                                             نگو واست غريبه ام نگو توو خوابت نميام

بگو توام دوسم داري، بگو كه دلتنگم ميشي                   

من فقط از خدا ميخوام دوباره مهربون بشي                       

نوشته شده توسط مونا در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ساعت 6:50 PM | لینک ثابت |

 چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره

                   

نوشته شده توسط مونا در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:30 PM | لینک ثابت |
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست،بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند،و تو از اون رسم محبت بياموزي

                                                   

با تمام وجود صدايت مي کنم . صدايت مي کنم تا نگاهم کني ، نگاهم کني تا چشمان پر از اشکم را ببيني ، اشکهايم را ببيني تا دلت برايم بسوزد ، دلت بسوزد تا يک لحظه بيشتر کنارم بماني . آن وقت از ته دل فرياد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم آن وقت شايد ديگر هرگز تنهايم نگذاري هرگز

                                              

 

 اگر صد سال بعد از مرگ من بياي بر سره قبر من خواهي شنيد از قبر من دوستت دارم عزيز من

                                                                           

 

خنجر برام بياورين من از تبار دردم عمريه بي طلوعم مثل غروبي سردم آينه دوره غربت با آدما غريبه هواي چشم هاي من در حسرته يک سيبه تاريکه سرنوشتم فانوس من شکسته عمريه بغضي سنگين راه گلوم را بسته از شب به شب رسيدم از کوچه ها به بن بست اي آدماي سر خوش جاي براي من هست

                                        

                               

نوشته شده توسط مونا در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:19 PM | لینک ثابت |
ميدونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

                                   

 اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

                                               

 پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

                                             

 

آنچه زیباست عزیز نیست.آنچه عزیز است زیباست و تو عزیز ترینی

 

                                            

 

 

 

 

نوشته شده توسط مونا در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:13 PM | لینک ثابت |

به جان جوشم كه جوياي تو باشم

                            

          خسي بر موج درياي تو باشم

 

                    تمام آرزوهاي منيِ، كاش

 

                           يكي از آرزوهاي تو باشم

                                                  

 

 

                                            

نمي دونستم

روزي عشقت رو دزديدم و براي اينكه جاش مطِمِأباشه اون رو توي قلبم قايم كردم

                              امّا نمي دونستم كه يه روز براي اينكه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شكوني         

    سكوتم را به باران هديه كردم           تمام زندگي را گريه كردم

نبودي، در فراق  شانه هايت          به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

                            

                         

عزيزم كه نميتونم اسمت رو بيارم

 

باشه............!!!(هيچ وقت هم يادت نره) خودت يادم دادكه:

دل تخته سياه نيست كه هر كي اومد روش بنويسه و هر كس

هم رفت بشه اسمش رو پاك كرد. بخدا نمي شه . خودت يادم

دادي . پس چرا خودت ياد نگرفتي و......؟؟!!! . فوقش من خطا كار تو كه اين جمله ها رو بلد بودي چرا؟؟

                    

                                           

بي تو بر روي لبانم بوسه پژمرده گشته

بي تو از اين زندگاني قلبم آزرده گشته

بي تواي دنياي شادي دلم درياي درد است

چون كبوترهاي غمگين نگاهت امّا چه سرد است

اي دلت درياچه ي نوردر دلم را تو شكستي

خاطراتم را بياد ار هر جا بي من تو نشستي

                 

                        

 

نوشته شده توسط مونا در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 12:54 PM | لینک ثابت |
سلام دوستای عزیز

اینم یه سری از آهنگای مهدی Vip ...

برای دانلود براتون میذارم .

                                   آهنگ یک دو سه که vip با حمید منفی خونده      

                                                        یک دو سه

                              آهنگ فقر که vip با سعید ویروس خونده و  Dj Andysh

                                                              فقر

                                    آهنگ برو  که vip با منفی و کسری خونده

                                                              برو

                               آهنگ Night party  که vip با منفی و کسری خونده

                                                        Night party

امیدوارم دانلود کنید و لذت ببرید...

منبع :  Mehdi Vip

 

نوشته شده توسط مونا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 2:11 PM | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar